الشيخ عباس القمي
35
يازده رساله ( فارسى )
كتاب فيضالقدير « 1 » ايراد نمودهام . و مانند حديث منزلت كه خاصّه و عامّه به تواتر نقل كردهاند كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله در مواطن بسيار فرمود به اميرالمؤمنين كه : تو از من به منزلهء هارونى از موسى ، مگر آنكه پيغمبرى نيست بعد از من « 2 » . پس اين حديث دلالت دارد بر آنكه جميع نسبتها كه هارون با موسى داشت بايد كه در اميرالمؤمنين بالنّسبه به حضرت رسول بوده باشد مگر پيغمبرى . و معلوم است كه از جمله نسبتها خلافتِ هارون بود از موسى بر امّت چنانچه موسى گفت كه : « اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي » « 3 » پس بايد كه اين حالت براى حضرت امير نيز ثابت باشد . و غير اين دو حديث از احاديث ديگر ، مانند حديث طير مشوى « 4 » و حديث رايَت « 5 » و حديث اخوّت « 6 » .
--> ( 1 ) ( . ر . ك : ) الذريعه ( 16 / 409 ش 1956 . اين اثر خلاصه مجلّد حديث غدير است از كتاب وزين ) عبقات الأنوار ( تأليف علّامهء محقّق و امام كلامى مدقّق مير حامد حسين رحمه الله ، و در يك دفتر بزرگ در قم به چاپ رسيده است . ) ( 2 ) ( . أنتَ مِنِّي بِمَنزلة هارونَ مِن موسي إلَّا أنَّهُ لا نَبِيَّ بَعْدِى . حديث معروف و متواترى كه جلد دوم از منهج ثانى كتاب ) عبقات الأنوار ( را به خود اختصاص داده است . ) ( 3 ) ( . اعراف ( 7 ) : 42 . ) ( 4 ) ( . حديث طير آن است كه براى حضرت رسول صلى الله عليه و آله مرغ بريانى آوردند ، حضرت گفت : « اللّهمّ ائْتِني بِأحَبِّخَلْقِكَ إليكَ يَأكُل مَعِي هذا الطَّيْر » خداوندا ، بياور به سوى من محبوبترين خلق خود را به سوى تو كه بخورد با من از اين مرغ . پس على عليه السلام آمد ) [ ( و ) ] ( با آن حضرت تناول فرمود . ) ( 5 ) . حديث رايَت آن است كه در غزوه خيبر پس از آنكه ابوبكر و عمر علم از حضرت رسول گرفتند و به جنگ يهودان رفتند و فرار كردند ، حضرت فرمود : « لَأُعْطِيَنَّ الرايَة غَداً رَجُلًا يُحِبُّ اللَّه و رسولَهُ و يُحِبُّهُ اللَّه و رسولُهُ » البتّه فردا علم را مىدهم به كسى كه دوست مىدارد خدا و رسول را ، و دوست دارند خدا و رسول او را . پس روز ديگر على عليه السلام را طلبيد و علم را به او داد ، و [ ( آنحضرت ) ] ( روانه شد و مرحب را كشت و در قلعه را كند و فتح فرمود . ) ( 6 ) ( . حديث اخوّت آن است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله ) [ ( برادر ) ] ( گردانيد هر يك از اصحاب را با كسى كه در سعادت و شقاوت نظير او بود مانند ) [ ( اينكه ) ] ( ابوبكر را با عمر و طلحه را با زبير و سلمان را با ابوذر ، و هكذا اميرالمؤمنين عليه السلام را برادر خود گردانيد و فرمود : تو برادر منى در دنيا و آخرت . ( مِنه عُفِيَ عَنهُ ) )